شمارهٔ ۱۱۱ - وله ایضا
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
ای سخا پیشه یی کامید مرا
سوی بخت تو رهنمون آورد
پرتو همت تو چون آتش
رخ بدین چرخ آبگون آورد
چون بدیدم که نشتر از ره فصد
از تن نازنینت خون آورد
عجب آمد مرا از ین حالت
هر زمان حیرتم فزون آورد
گفتم این دست بحر بودچرا
همچو کان لعل از درون آورد
دست سرو ارغوان شکوفه کند
یاسمین بار لاله چون آورد
شفق از افتاب طالع شد
فلک این رسم نو کنون آورد
آخر الامر معنیی بس خوب
در دلم عقل رهنمون آورد
دست تو بر مثال دریاییست
که دو صد بحر را زبون آورد
همچو غواص سر بدو در برد
شاخ مرجان ازو برون آورد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş