شمارهٔ ۱۳۱
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
آه ازین زندگی ناخوش من
وز دل و خاطر مشوش من
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من
در همه عمر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی می زند بر آتش من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş