شمارهٔ ۱۷۰
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
وقت سحرش چو عزم رفتن بگرفت
دل را غم جان رفته دامن بگرفت
اشکم بدوید تا بگیرد راهش
در وی نرسید و دامن من بگرفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş