شمارهٔ ۲
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
ای روی تو آرزوی دل ها
شادی غمت به روی دل ها
ای حلقۀ زلف تو همیشه
آشفته ز گفت وگوی دل ها
بشکسته به جویبار عشقت
سنگین دل تو سبوی دل ها
در انگله های زلف مشکینت
افکند زمانه گوی دل ها
غارتگر زلف تو میان چیست
در بسته به جست وجوی دل ها
پی در پی تو هزار فرسنگ
بتوان آمد به بوی دل ها
تا با دهن تو می نشیند
بس تنگ شدست خوی دل ها
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş