شمارهٔ ۲۷۴ - وله ایضا
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
آه از این زندگی ناخوش من
وز دل و خاطر مشوش من
سپر زخم حادثات شدست
دل پر تیر همچو ترکش من
در همه عصر خویش نشنیدست
بوی راحت دل بلاکش من
طمع خوشدلی ندارم از آنک
روز خوش کرده است شب خوش من
هم عفاالله مردم چشمم
کآبکی میزند بر آتش من
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş