شمارهٔ ۳۱۶ - و له ایضاً
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
زهی حری که ثابت کرد جودت
بر ارباب هنر دست ایادی
زمین با قوت حلمی که اوراست
ز بار حلم تو کرده تفادی
بحمدالله همه معنیت جمعست
کریمی و بزرگی و جوادی
ز روی مرتبت صعب المرامی
بگاه مکرمت سهل القیادی
دعا گو را همی دانی که باشد
و لا و خدمت تو اعتقادی
چو تشریفی نمی فرمایی او را
مفرما سعیش اندر نامرادی
به حرمان رهی چندین چه کوشی
که نه با کافران اندر جهادی
چرایی بر خلاف ظن خادم
چو هر کس را بجای اعتمادی
درین معنی که افتادست ما را
دو بیت آمد بخاطر در مرادی
واخوان حسبتهم دروعا
فکانوها و لکن للاعادی
و خلتهم سهاما صایبات
فکانوها و لکن فی فؤادی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş