شمارهٔ ۳۲ - ایضا له
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
بخدایی که وصف بیچونیش
بر اشارات انبیا رفتست
قلم استقامت صنعش
همه بر خط استوا رفتست
بر سر بندگان بخواهد راند
هر چه اندر ازل قضا رفتست
کاندرین مدت دراز آهنگ
که ز عهد فراق ما رفتست
نه خیالت زچشم دورشدست
نه ز دل یاد تو فرا رفتست
در ضمیرم همه ثنای تو بود
بر زبانم همه دعل رفتست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş