شمارهٔ ۳۲۲ - وله ایضا
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
در ضمیرم اگر چه کم گویم
سخن نغز هست بسیاری
چه کنم دست همت ممدوح
بر دهانم ز دست مسماری
عقد گوهر کجا کنم عرضه
چون نبینم همی خریداری
نیست در روزگار ممدوحی
که ازو نیست بر من انکاری
طوطیان خموش می خواهند
تا نیفتد زیان دیناری
بلبل مرده دوست میدارند
تا نباید علوفه شان باری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş