شمارهٔ ۳۲۴ - وله ایضا
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
ایا حری که دستت گاه بخشش
چو ابر بهمنست از سیم پاشی
شکاری کرده ام امروز زیبا
چنان کز سیم سروی بر تراشی
ولیک از شرم رویم می نماید
از آن تارک که خود دانی تحاشی
گرم تو یک صراحی می فرستی
ز روی دوستی و خواجه تاشی
فتوحی کم از وگردد میسر
چنان باشد که تو خود داده باشی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş