شمارهٔ ۸۶
ک کمالالدین اسماعیل
0
Altın Yaprak
یا رب این بچه ترکان چه ز ما می خواهند
که همیشه دل ما را به بلا می خواهند
زلف پرچین ز چه بر زیر کله می شکنند
گر نه مان بسته ترا ز چین قبا می خواهند
روز اسب و زره و تیغ و کمر می طلبند
شب شراب و قدح و زیر و دوتا می خواهند
ده منی گرز چو از دست بمی اندازند
یک منی ساغر در حال فرا می خواهند
باز چون از پی بازی سوی میدان تازند
گوی و چوگان ز دل و قامت ما می خواهند
زلف چون چوگان دارند و زنخدان چو گوی
پس ز ما عاریت این هر دو چرا می خواهند
آفت هوش و روانند و بلای دل و دین
وآنگه ایشان را مردم به دعا می خواهند
اصلشان چون ز خطا باشد بر اصل خطا
لاجرم بوسه بها جزو خطا می خواهند
رایگانی به تو کی بوسه دهند آن قومی
کز پی بچه خود شیربها می خواهند
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş