شمارهٔ ۵۳
ا افسر کرمانی
0
Altın Yaprak
در کنگر سپهر هنر داستان ماست
کیوان آسمان سخن پاسبان ماست
افزون تر از فزونی نجم است نظم ما
روشن تر از بنان عطارد بنان ماست
نظمی که پشت فکر ز حملش دو تا شود
از فیض لعل دوست ز کشف بیان ماست
تیغی که سینه سخن از نوک آن شکافت
با خصم ما بگوی که تیغ زبان ماست
آن آتشی که خرمن هر خشک و تر بسوخت
عکسی ز طبع خنجر آتش فشان ماست
مدحت نگار دفتر دلدار تا شدیم
آیات نظم و رایت داش به شأن ماست
افسر نشان ما همه گم شد به نام دوست
زآن در نظام عقد ثریا نشان ماست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş