غزل شمارهٔ ۱۹۵
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
حدیث توبه رها کن سبوی باده بیار
سرم کدو چه کنی یک کدوی باده بیار
دو قبله نیست روا یا صلاح یا باده
سر صلاح ندارم سبوی باده بیار
به صبح و شام که گلگونه ای و غالیه ای است
مرا فریب مده رنگ و بوی باده بیار
عنان شاهد دل گیر و دست پیر خرد
ز راه زهد بگردان به کوی باده بیار
ببین که عمر گریبان دریده می گذرد
بگیر دامنش از ره به سوی باده بیار
منادیان قدح را به جان زنم لبیک
چو من حریفی لبیک گوی باده بیار
صبح گویم سبوح گوی چون باشم
چو من ملامتیی رخصه جوی باده بیار
به جویبار بهشتت چه کار خاقانی
دل تو باغ بهشت است جوی باده بیار
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş