شمارهٔ ۳۱۲
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
پسر خاندان را بود خانه دار
چو جان پدر شد به دیگر سرای
اگر شیر بر جا نماند رواست
ولی عطسه شیر ماند به جای
برون بیشه را شیر به میزبان
درون خانه را گربه به کدخدای
جهان را بنگزیرد از گربه لیک
گزیرد ز شیر نبرد آزمای
که در خانه آواز یک گربه به
که ده غرش شیر دندان نمای
که ده چار دیوار گردد خراب
ز دندان یک موش آفت فزای
نه پرویز پرداخت لنگر بری
چو از خشم بهرام بد کرد رای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş