شمارهٔ ۶۱ - در علم و جهل
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
نسبت از علم گیر خاقانی
که بقا شاخ علم را ثمره است
علوی را که نیست علم علی
نقش سود است هرچه بر شجره است
عالم است از صف عباد الله
جاهل از زمره هم الکفره است
عقل عالم نه سغبه جهل است
خیل موسی نه سخره سحره است
شاه نشناسدت محل گرچه
سخنت زاد سفره سفره است
نزد مخدوم فضل تو نقص است
پیش مزکوم مشک تو بعره است
زان فرود غران نشانندت
که عطارد فروتر از زهره است
چه عجب زیر که نشیند آب
که زر زیف و آب سیم سره است
زیر دو نان نشین که شیر فلک
به سه منزل فرود گاو و بره است
زیرکان زیر گاو ریشانند
کل عمران فروتر از بقره است
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş