شمارهٔ ۳۶ - قصیده
خ خاقانی شروانی
0
Altın Yaprak
تا دل من دل به قناعت نهاد
ملک جهان را به جهان بازداد
دفتر آز از بر من برگرفت
مصحف عزلت عوض آن نهاد
خسرو خرسندی من در ربود
تاج کیانی ز سر کیقباد
نیز فریبم ندهد طمع و جمع
نیز حجابم نشود بود و باد
تا چه کند مرد خردمند آز
تا چه کند باشه چالاک باد
این همه هست و سبکی عمر من
رفت و مرا تجربه ها اوفتاد
کافرم ار ز آدمیان دیده ام
هیچ کسی مردم و مردم نهاد
این نکت از خاطر خاقانی است
شو گهری دان که ز خورشید زاد
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş