خ

خواجه نصیرالدین طوسی

36 şiir

0 Altın Yaprak

خواجه نصیرالدین طوسی şiirleri

Arama yardımı

حمد بی حد و مدح بی عد لایق حضرت عزت مالک الملکی باشد که همچنان که در بدو فطرت اولی و هو الذی یبدوا الخلق که حقایق انواع را از مطالع ابداع برمی آورد هیولای انسان را که سمت عالم خلقی…

به وقت مقام قهستان در خدمت حاکم آن بقعه مجلس عالی ناصرالدین عبدالرحیم ابن ابی منصور تغمده الله برحمته در اثنای ذکری که می رفت از کتاب الطهاره که استاد فاضل و حکیم کامل ابوعلی احمد…

به حکم این مقدمه که در اقسام علوم حکمت تقدیم یافت واجب نمود وضع اساس این رساله که مشتمل بر اقسام حکمت عملی است بر سه مقاله نهادن و هر مقاله ای مشتمل بر قسمی و لامحاله هر مقالتی مشت…

پیش از این گفته ایم که هرموجودی را کمالی است و کمال بعضی موجودات در فطرت با وجود مقارن افتاده است و کمال بعضی از وجود متأخر مثال صنف اول اجرام سماوی و مثال صنف دوم مرکبات ارضی و هر…

به حکم آنکه مردم در تبقیه شخص به غذا محتاج است و غذای نوع انسانی بی تدبیری صناعی چون کشتن و درودن و پاک کردن و نرم کردن و سرشتن و پختن مهیا نه و تمهید این اسباب به معاونت معاونان و…

خلق ملکه ای بود نفس را مقتضی سهولت صدور فعلی ازو بی احتیاجی به فکری و رویتی و در حکمت نظری روشن شده است که از کیفیات نفسانی آنچه سریع الزوال بود آن را حال خوانند و آنچه بطیء الزوال…

هر عملی را موضوعی بود که در آن علم بحث از آن موضوع کنند چنانکه بدن انسان از جهت بیماری و تندرستی علم طب را و مقدار علم هندسه را و مبادیی بود که اگر واضح نبود در علمی دیگر به مرتبه…

و اما معاشرت با ملوک و رؤسا عموم مردم را چنان بود که در نصیحت و نیکخواهی ایشان به دل و زبان تقصیر نکنند و در افشای محامد و ستر معایب ایشان غایت جهد مبذول دارند و در ادای حقوقی که ب…

بباید دانست که خدم و عبید در منزل به منزلت دست و پای و جوارح دیگر باشند از بدن چه کسی که به جهت غیری تکفل امری کند که به اعانت دست دران حاجت افتد قایم مقام دست آن غیر بوده باشد و ک…

چون فضایل در چهار جنس محصور است اضداد آن که اجناس رذایل بود در بادی النظر هم چهار تواند بود و آن جهل باشد که ضد حکمت است و جبن که ضد شجاعت است و شره که ضد عفت است و جور که ضد عدالت…

هر موجودی را از موجودات نفیس یا خسیس لطیف یا کثیف خاصیتی است که هیچ موجود دیگر با او دران شرکت ندارد و تعین و تحقق ماهیت او مستلزم آن خاصیت است و تواند بود که او را افعال دیگر بود…

چون از شرح اصناف اجتماعات و ریاستی که به ازای هر جمعیتی باشد فارغ شدیم اولی آنکه به شرح کیفیت معاشرات جزوی که میان خلق باشد مشغول شویم و ابتدا به شرح سیرت ملوک کنیم گوییم سیاست ملک…

و چون فرزند در وجود آید ابتدا به تسمیه او باید کرد به نامی نیکو چه اگر نامی ناموافق برو نهد مدت عمر ازان ناخوشدل باشد پس دایه ای اختیار باید کرد که احمق و معلول نباشد چه عادات بد و…

15 / 36 gösteriliyor

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.