شمارهٔ ۱۲۹
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
امشب که ز چرخ بوی خون می آید
هر چند که می رود فزون می آید
صبحم مگر از شام نیامد بیرون
روزم مگر از سنگ برون می آید
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş