شمارهٔ ۱۸۰
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
ای کرده تیره شب را بر آفتاب منزل
دلرا ز چین زلفت بر مشک ناب منزل
تا در درون چشمم خرگاه زد خیالت
مه را بسان ماهی بینم در آب منزل
باید که رحمت آرد آنکو شراب دارد
بر تشنه ییکه باشد او را سراب منزل
ره چون برم بکویت زانرو که نادر افتد
در آشیان عنقا کرده ذباب منزل
یک ذره مهر رویت خالی نگردد از دل
زیرا که گنج باشد کنج خراب منزل
بنگر در اشک مستان عکس جمال ساقی
همچون قمر که سازد جام شراب منزل
خواجو که غرقه ی آمد در ورطه ی جدایی
بر ساحل وصالت بیند بخواب منزل
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş