شمارهٔ ۲۹۴
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
رفت آنک به باغ و راغ کردیمی جای
بودیم به هر پرده سرا پرده سرای
که آن پای که پایمرد بودی ما را
زین دست ز دستش اوفتادم از پای
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş