شمارهٔ ۳۱
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
گفتم سخنت گفت مگو کم یادست
گفتم عهدت گفت بروکان با دست
گفتم کارم چو زلفت افتد در پای
در تاب شد و گفت چنین افتادست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş