شمارهٔ ۴۸
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
بر طرف چمن گلی چو رویت نشکفت
جز چشم تو کس مست بمحراب نخفت
عمری تو و بی عمر نمی شاید زیست
جانی تو و ترک جان نمی باید گفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş