شمارهٔ ۷۶
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
هنگام صبوح خوش بود عاشق و مست
دل داده ز دست و زلف دلدار بدست
ور هست یقین که نیست با عمر وفا
خوش باش که بگذرد بهر حال که هست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş