شمارهٔ ۹۰
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
از باده بی خودی بر انسان مستم
کآگاه نیم که نیستم یا هستم
آن دم که در آردم ز پای آتش دل
بیرون ز قدح کسی نگیرد دستم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş