شمارهٔ ۱۹ - کتب واحد من الشعرا الیه فی طلب المداد
خ خواجوی کرمانی
0
Altın Yaprak
خواستم قطره سیاهی دوش
از که آنکس که نور دیده ماست
مهر گردون عالم آنکه رخش
در سیاهی شب چو مه پیداست
آنک اهل زمانه را در خور
چون سیاهی دیده ی بیناست
خردم گفت کافتابست او
کس سیاهی ز آفتاب نخواست
در سیاهی شد آب حیوان گم
نه سیاهی ز آب حیوان خاست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş