بخش ۲۵ - حکایت
Ö
0
Altın Yaprak
گویند روزی نوشین روان از بابک عارض پرسید گفت از سلاحداران کدام نام بردار ترند گفت خداوندان کمان و تیر نوشین روان از وی شگفت ماند خواست که این معنی بشرح باز گوید گفت چگونه باید که باشند این مردمان گفت چنانک همه تنشان دل باشد و همه دلشان بازو و همه بازوشان کمان و همه کمانشان تیر و همه تیرشان دل دشمن گفت چگونه باید دانست این معنی را گفت چنانک دل قوی دارند و سخت چون بازو و زه هموار و سخت چون کمان و تیر راست و موافق چون زه تا هرگاه که چنین بود جای تیر خویش در دل دشمن بینند این قدر در معنی تیر و کمان گفته آمد
Kamu malı: şairin ölümünün üzerinden 70 yıldan fazla geçti.
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş