بخش ۲ - مناجات در حضرت واهب منی و نجات
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
ای عذر پذیر عذرخواهان
عفو تو شفیع پرگناهان
خسرو که کمینه بنده تست
در هر چه فتد فگنده تست
آنرا که تو افگنی بهر زیست
بر داشتنش به بازوی کیست
بردار ز خاک ره که پستم
از دست رها مکن که مستم
هر چند تن گناه پرورد
در حضرت قرب نیست در خورد
با این همه گر پذیری این خاک
نقصان چه بود به عالم پاک
از یاد خودم کن آن چنان شاد
کز هستی خود نیایدم یاد
تا جان بودم امیدوارم
کز شکر تو دل تهی ندارم
خواهم به ستایش تو بودن
من خود چه توانمت ستودن
هم تو دل پاک ده زبان هم
در مدحت خویش و بلکه جان هم
به گر ندهی بهیچ سانم
آن جان که به خویش زنده مانم
جانیم ده از خزینه بیش
کم زنده به تو کند نه از خویش
گیرم که نه ام به لطف در خور
آخر نه که بنده ام برین در
گر رحمت تست بر نکو زیست
رحمت کن بندگان بد کیست
آخر نه گلم سرشته تست
نیک و بد من نبشه تست
جرمم منگر که چاره سازی
طاعت مطلب که بی نیازی
گر عون تو رحمتی نریزد
از طاعت چون منی چه خیزد
فردا که ز بنده راز پرسی
ناکرده و کرده باز پرسی
چون می دانی بکارسستم
شرمنده مکن بساز جستم
از رحمت خویش کن درم باز
بی آنکه ز کرده پرسی ام باز
زان گونه به خویش ده پناهم
کز گنج تو خواهم آنچه خواهم
زینسان که امیدوارم از تو
خواهش به جز این ندارم از تو
کان دم که دمم ز تن بر آید
با نام تو جان من برآید
در حجله قدس بخش جایم
تا با تو به جانب تو آیم
آن راه نما به من نهانی
کاندر تو رسم دگر تو دانی
در قربت حضرت مقدس
پیغمبر پاک رهبرم بس
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş