شمارهٔ ۱۰
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
گل من سبزه زاری کرد پیدا
زمانه نوبهاری کرد پیدا
در این موسم که از تأثیر نوروز
جهان نو روزگاری کرد پیدا
ز کوه ابر سنگ ژاله افتاد
زر گل را عیاری کرد پیدا
شدم موی و فرو رفتم به رویش
همانم خارخاری کرد پیدا
نهانی خارخاری داشت آن شوخ
به حمدالله که باری کرد پیدا
ببین خسرو اگر جانت به کار است
که جان را باز کاری کرد پیدا
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş