شمارهٔ ۱۳۵۳
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
ای خوش آن دم که سخنهای تو در گوش کنم
چاشنی کرده از آن لب به سخن گوش کنم
مست آیی تو و پس گویی از هوش مرو
باش باری بزیم وانگه سخن گوش کنم
می خلی روز و شب اندر دل آزرده من
به چه مشغول شوم کز تو فراموش کنم
وه که از دود جگر این تن چون کاه بسوخت
تا کی این آتش افروخته خس پوش کنم
ای خردمند در این گوشه سخنهای کسی ست
کی توانم که سخنهای تو در گوش کنم
کیست خسرو که عنان گیر تو گردد به وصال
لیکن ار حکم کنی غاشیه بر دوش کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş