شمارهٔ ۱۴۳۵
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
برابر لب او انگبین چگونه کنم
مقابل رخ او یاسمین چگونه کنم
خدای چون سخنت را ز انگبین کرده ست
به پیش تو سخن از انگبین چگونه کنم
به زردی دل من زلف تو همی آید
بگو گرفتن او را کمین چگونه کنم
بتا به دیده نشین کاندرین هوس مردم
که دیده با چو تویی همنشین چگونه کنم
ز گریه دیده سفیدم بلی به نطع امید
سفید می شودم این چنین چگونه کنم
بر آستین گهر از دیده بر تو می ریزم
پر از چنین گهری آستین چگونه کنم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş