شمارهٔ ۱۶۳۲
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
ای آشنا درین چه بی بن نظاره کن
تا اندرو نگون نفتادی کناره کن
تا کی به جهد چاره مال و درم کنی
گر ممکنت بود ز پی عمر چاره کن
تاج سر فلک چه نظاره کنی به فرق
چون خشت زیر سر نهد آنگه نظاره کن
بر لوح خاک احسن تقویم چون تویی
در خویشتن شمار سپهر و ستاره کن
بگذر ز دهر و عنصر و اجرام چرخ را
پیش عروس همت خود پیشکاره کن
چون ز آفتاب و مه تو بهی گر شوی چراغ
سیلی به نور گو به زبان صد حراره کن
ور خار بهر مطبخ تجرید می کشی
طوبی و سدره بشکن و بر پشتواره کن
دل گوهری ست گر به رگ راست بندیش
آن رشته را بتاب و درین سنگ پاره کن
خسرو به سیم معنی اگر در رسیده ای
آن سیم را به گوش دلت گوشواره کن
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş