شمارهٔ ۲۸۳
ا امیرخسرو دهلوی
0
Altın Yaprak
چابک تر از تو در همه عالم سوار نیست
زیباتر از تو در همه عالم نگار نیست
سرو بلند نیست چو قد بلند تو
یا آنکه هست لایق بوس و کنار نیست
صبرم به قدر دانه خشخاش هم نماند
زانم به دیده خواب و به شبها قرار نیست
آن را که صد هزار دل آرمیده بود
در نوبت غم تو یکی از هزار نیست
دادی نوید وصل توقف روا مدار
دانی که اعتماد برین روزگار نیست
از وعده در گذر که شکیباییم نماند
وز عشق بر شکن که گه انتظار نیست
اینها که کرد بردل خسرو فراق تو
از غم بپرس گر ز منت استوار نیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş