شمارهٔ ۲۲۶
ک کوهی
0
Altın Yaprak
باده را نشأیست روحانی
جرعه ای نوش کن که تادانی
باده و شمع و شاهد و مجلس
هست اسرار سر ربانی
نوش کن جرعه ای بیخود شو
تا نه خیزد به پیش حیرانی
ساقی مست حضرت عزت
میدهد باده های سبحانی
شمع و نقل و شراب و شاهد داد
هست این جمله را اگر دانی
شمع خود را بسوخت در مجلس
خواند پروانه را به مهمانی
گفت کوهی که عینها ماییم
دیدم او را بشکل انسانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş