شمارهٔ ۲۳۴
ک کوهی
0
Altın Yaprak
ای که منظور و برخود ناظری
روی خود بینی به هرجا بنگری
ما به غیب آورده ایم ایمان بلی
هم تو در غیبی و هم تو حاضری
قوت روح جمله اشیا شدی
در سخن گفتن چه نقل شکری
صید تیر چشم مست او شدی
کوهیا گرچه به غایت لاغری
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş