شمارهٔ ۱۹
ش شمس مغربی
0
Altın Yaprak
ای از دو جهان نهان عیان کیست
وی عین عیان پس این نهان کیست
آنکس که به صد هزار صورت
هر لحظه همی شود عیان کیست
وانکس که به صد هزار جلوه
بنمود جمال هر زمان کیست
گویی که نماهنم از دو عالم
پیدا شده در یکان یکان کیست
گفتم که همیشه من خموشم
گویا شده پس به هر زبان کیست
گفتی که ز جسم و جان برونم
پوشیده لباس جسم و جان کیست
گفتی که نه اینم و نه آنم
پس آنکه بود همین هم آن کیست
ای آنکه گرفته کرانه
بالله درین میان کیست
آنکس که همی کند تجلی
از حسن و جمال دلبران کیست
وانکس که نمود خود را
وآشوب فکنده در جهان کیست
ای آنکه تو مانده در کمالی
ناکرده یقین که در کمان کیست
از دیده مغربی نهان شو
وز دیده ی او ببین عیان کیست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş