شمارهٔ ۲۲
ش شمس مغربی
0
Altın Yaprak
اگر ز روی براندازد او نقاب صفات
دو کون سوخته گردد ز نور پرتو ذات
به پیش تاب تجلی ذات محو شود
چنانکه هست کشته از فروغ صفات
مجوز کون و ثباتی به پیش برتو او
که بسته را نتوان بافت پیش باد ثبات
دلا نقاب برافکن ز روی او و مپرس
ز آنکه سوخته گردی در آتش سبحات
بنور روی تو کان نور نور انوار است
بخاک کوی تو کان آتش است و آب حیات
ازین هلاک میندیش و باش مردانه
که آن هلاک بود موجب خلاص و نجات
اگر تو محو نگردی کجا شوی مثبت
بمحو خویش طلب گر طلب کنی ثبات
بمغربی است نهان آفتاب رخسارش
اگرچه هست عیان از فروغ او ذرات
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş