شمارهٔ ۱۰۴
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
با تب گفتم رنجه مکن بسیارش
از بهر خدای بگذر و بگذارش
تب گفت که بر تنش ز من بیش ملرز
آخر نه ز تو گرمترم در کارش
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş