شمارهٔ ۱۵۳
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
درده می لعل لاله گون صافی
بگشای ز حلق شیشه خون صافی
که امروز برون ز جام می نیست ترا
یک دوست که دارد اندرون صافی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş