شمارهٔ ۲۸
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
دی وقت سحر بلبل شوریده مست
می آمد و بهر مژده جان بر کف دست
می گفت نسیم را که از بهر خدا
آوازه گل در انجمن چیزی هست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş