شمارهٔ ۷
م مهستی گنجوی
0
Altın Yaprak
چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
چون هست ز هرچه نیست نقصان و شکست
پندار که هرچه هست در عالم نیست
وانگار که هر چه نیست در عالم هست
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş