شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستم
م مسعود سعد سلمان
0
Altın Yaprak
چه کین است با من فلک را بدل
که هر روز یک غم کند نیستم
ازین زیستن هیچ سودم نبود
هوایی همی بیهده زیستم
اگر مهربانی بپرسد مرا
چه گویم ازین عمر بر چیستم
از آن طیره گشتم که بخت بدم
بخندید بر من چو بگریستم
بدان حمل کردم که گردون همی
نداند حقیقت که من کیستم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş