شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفته
م مسعود سعد سلمان
0
Altın Yaprak
ای آفتاب حسن تو را آفتاب
سجده برد همچو من از آسمان
خردی تو و بزرگ تو را پایگاه
سال تو اندک و تو بسیار دان
چو آفتاب خردی در چشم خلق
لیکن رسیده نور تو در هر مکان
از فرقت تو بر من تاریک دهر
در وصلت تو روشن بر من جهان
در طبع تو همی ز تو زاید گهر
وز آفتاب زاید گوهر به کان
گر ز آفتاب نور بکاهد ز تو
چه فزایدم به چشم آب روان
نتوان به تو رسیدن جانا همی
در آفتاب و ماه رسش کی توان
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş