شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشد
م مسعود سعد سلمان
0
Altın Yaprak
ای روی تو باغ و باغبانی تو
روی تو و باغ هر دو همچون هم
دانم که تو ابر و نم روا داری
ز آن دیده چو ابر کرده ام پرنم
در باغ تو تا که باغبان باشی
لاله بگه خزان نیاید کم
خرم شده باغ از تو چون جنت
چون باغ تو باغ نیست در عالم
تو مهر و مهی و مهر و مه دایم
دارند همیشه باغ را خرم
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş