بخش ۱۲

م محمد بن منور
0 Altın Yaprak
پس شیخ ما پیوسته مساجد می رفتی و مال و جاه خویش در راه درویشان و خلق بذل می کردی اگر خود لقمۀ نان بود و چون چیزی بروی مشکل شدی پای برهنه به نزدیک پیربوالفضل حسن شدی به سرخس و اشکال برداشتی و باز آمدی و از شیخ عبدالصمد کی از مریدان شیخ بود به روایتی درست آمده است کی بیشتر اوقات درین حالت که شیخ به سرخس می شدی در هوا معلق می رفتی میان آسمان و زمین ولکن جز ارباب تصوف ندیدندی و پیر بوالفضل مریدی داشت احمد نام روزی شیخ را دید که در هوا می آمد به نزدیک پیر بوالفضل در شد و گفت بوسعید میهنی می آید و در میان آسمان و زمین پیر بوالفضل گفت تو آن بدیدی گفت بدیدم گفت از دنیا بیرون نشوی تا نابینا نگردی شیخ عبدالصمد گفت که احمد درآخر عمر نابینا شد چنانک پیر بوالفضل اشارت کرده بود چون شیخ ما مدتی برین صفت مجاهدت کرد پیش بوالفضل حسن شد به سرخس و یکسال دیگر پیش وی بود و پیر او را بانواع ریاضتها فرمود پس پیر بوالفضل شیخ را بوعبدالرحمن سلمی شد و خرقه از وی فراگرفت و شیخ عبدالرحمن سلمی از دست ابوالقسم نصرآبادی و او از دست شبلی و او ازدست جنید و او از دست سری سقطی و او از دست معروف کرخی و او از دست جعفر صادق و او از دست پدر خویش محمد باقر و او از دست پدر خویش علی زین العابدین و او از دست پدر خویش امیرالمؤمنین حسین و او از دست پدر خویش امیر المؤمنین علی بن ابی طالب رضی الله عنهم اجمعین و او از دست محمد مصطفی صلوات الله و سلامه علیه چون شیخ ما خرقه گرفت پیش بوالفضل حسن آمد بوالفضل گفت اکنون تمام شد با میهنه باید شد و خلق را بخدای تعالی خواند و پند داد

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.