بخش ۲۱
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
شیخ ما گفت قدس الله روحه العزیز کی در آن وقت کی ما بآمل رفتیم یک روز پیش شیخ بوالعباس قصاب نشسته بودیم دو کس درآمدند و پیش وی بنشستند و گفتند یا شیخ ما را با یکدیگر سخنی می رفته است یکی می گوید کی اندوه ازل تمامتر و دیگری می گوید کی شادی ازل و ابد تمامتر اکنون شیخ چه فرماید شیخ بوالعباس دست بروی فرود آورد و گفت الحمدلله که منزلگاه پسر قصاب نه اندوه است و نه شادی لیس عند ربکم صباح ولامساء اندوه و شادی صفت تست و هرچ صفت تست محدث است و محدث را بقدیم راه نیست پس گفت پسر قصاب بندۀ خدایست در امر و نهی و رهی مصطفی در متابعت سنت و اگر کسی دعوی راه جوانمردان می کند گواهش اینست و اینک گفتم نه آلت پیرزنانست و لکن مصاف گاه جوانمردان است چون هر دو بیرون شدند پرسیدیم کی این هر دو کی بودند گفت یکی بوالحسن خرقانی بود ودیگر بوعبدالله داستانی
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş