حکایت شمارهٔ ۱
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
فصل دوم از باب دوم در حکایاتی که ازان فایدۀ به حاصل آید و بعضی از حکایات مشایخ که از برای فایده بر لفظ مبارک شیخ رفته است
آورده اند کی روزی شیخ بوسعید قدس الله روحه العزیز در متوضا بود چون باستبراء مشغول گشت حسن مؤدب را آواز داد و گفت بیا این جامه از سر ما برآور و درویشانرا شیرینی ساز حسن برحکم اشارت شیخ برفت و گفت ای شیخ اگر توقف کنی تا ازوضو ساختن فارغ آیی چه باشد شیخ گفت نباید که شیطان راه بزند بدین دقیقه بدو نمود که چون خاطر رحمانی درآمد در تمشیت چیزی دران تعجیل باید نمود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş