شمارهٔ ۸۸
م محمد بن منور
0
Altın Yaprak
شیخ گفت وقتها هر جایی می گشتیمی و این حدیث سر بر پی ما نهاده بودو ما خدای را می جستیم در کوه و در بیابان بودی کی بازیافتیمی و بودی کی بازنیافتیمی و اکنون چنان شده ایم کی خود را باز نمی یابیم کی همه او مانده ایم و آن صفت او بودو ما نبودیم او خواهد بود و ما نخواهیم بود واکنون یک دم زدن بخودی خود می نتوانیم کی باشیم و ما را دعوی مشاهده و تصوف و زاهدی نرسد کسی کی اورا چیزی نبود و نامی نباشد او را نامی توان نهاد این خود محال باشد و روا نبود
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş