بخش ۱۳

ن نصرالله منشی
0 Altın Yaprak
شیر را سخن موافق آمد دمنه برحسب مراد و اشارت او برفت چون از چشم شیر غایب گشت شیر تأملی کرد و از فرستادن دمنه پشیمان شد و با خود گفت در امضای این رای مصیب نبودم چه هرکه بر درگاه ملوک بی جرمی جفا دیده باشد و مدت رنج و امتحان او دراز گشته یا مبتلا به دوام مضرت و تنگی معیشت و یا آنچه داشته باشد از مال و حرمت به باد داده و یا از عملی که مقلد آن بوده ست معزول گشته یا شریری معروف که به حرص و شره فتنه جوید و به اعمال خیر کم گراید یا صاحب جرمی که یاران او لذت عفو دیده باشند و او تلخی عقوبت چشیده یا در گوش مال شریک بوده باشند و در حق او زیادت مبالغتی رفته یا در میان اکفا خدمتی پسندیده کرده و یاران در احسان و ثمرت بر وی ترجیح یافته و یا دشمنی در منزلت بر وی سبقت جسته و بدان رسیده یا از روی دین و مروت اهلیت اعتماد و امانت نداشته یا در آنچه به مضرت پادشاه پیوندد خود را منفعتی صورت کرده یا به دشمن سلطان التجا ساخته و دران قبول دیده به حکم این مقدمات پیش از امتحان و اختبار تعجیل نشاید فرمود پادشاه را در فرستادن او به جانب خصم و محرم داشتن در اسرار رسالت و این دمنه دوراندیش است و مدتی دراز بر درگاه من رنجور و مهجور بوده است اگر در دل وی آزاری باقی است ناگاه خیانتی اندیشد و فتنه ای انگیزد و ممکن است که خصم را در قوت ذات و بسطت حال از من بیشتر یاود در صحبت و خدمت او رغبت نماید و بدانچه واقف است از اسرار من او را بیاگاهاند

Bu şiire çeviri ekle ·

Bu şiiri puanla

Henüz puan verilmemiş

Yıldıza dokunarak 1–10 arası puan ver

Yorumlar

Yorum yapmak için giriş yapmalısın.

Giriş yap

Bu şiire henüz yorum yapılmamış. İlk sen ol.

Sana daha iyi bir okuma deneyimi sunabilmek için sitemizde çerez kullanıyoruz. Kişisel verilerin KVKK ve GDPR kapsamında işlenir; hangi çerezlere izin verdiğini dilediğin zaman değiştirebilirsin.