بخش ۹
ن نصرالله منشی
0
Altın Yaprak
کلیله رنجور و پرغم بازگشت و انواع بلا بر دل خوش کرده پشت بر بستر نهاد و می پیچید تا هم در شب شکمش برآمد و نفس فروشد و ددی با دمنه بهم محبوس بود و در آن نزدیکی خفته بسخن کلیله و دمنه بیدار شد و مفاوضت ایشان تمام بشنود و یاد گرفت و هیچ باز نگفت
دیگر روز مادر شیر این حدیث تازه گردانید و گفت زنده گذاشتن فجار هم تنگ کشتن اخیار است و هر که نابکاری را زنده گزارد در فجور با او شریک گردد ملک قضات را تعجیل فرمود در گزارد کار دمنه و روشن گردانیدن خیانت او در مجمع خاص و محفل عام و مثال داد که هر روز آنچه رود بازنمایند
وقضاوت فراهم آمدند و خاص و عام را جمع کردند و وکیل قاضی آواز داد و روی بحاضران آورد و گفت ملک در معنی دمنه و بازجست کار او و تفتیش حوالتی که بدو افتاده ست احتیاط تمام فرموده است تا حقیقت کار او غبار شبهت منزه شود و حکمی که رانده اید در حق او از مقتضی عدل دور نباشد و بکامگاری سلاطین و تهور ملوک منسوب نگردد و هریکی از شما را از گناه او آنچه معلومست بباید گفت برای سه فایدهاول آنکه در عدل معونت کردن و حجت حق گفتن درد ین و مروت موقعی بزرگ دارد و دوم آنکه بر اطلاق زجر کلی اصحاب ضلالت بگوشمال یکی از ارباب خیانت دست دهد و سوم آنکه مالش اصحاب مکر و فجور و قطع اسباب ایشان راحتی شامل و منفعتی شایع را متضمن است
چون این سخن بآخر رسید همه حاضران خاموش گشتند و هیچ کس چیزی نگفت چه ایشان را در کار او یقین ظاهر نبود روا نداشتند که بگمان مجرد چیزی گویند و بقول ایشان حکمی رانده شود و خونی ریخته گردد
چون دمنه آن بدید گفتاگر من مجرم بودمی بخاموشی شما شاد گشتمی لکن بی گناهم و هر که او را جرمی نتوان شناخت برو سبیلی نباشد و او بنزدیک اهل خرد و دیانت مبرا و معذور است و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید و معذور است و چاره نتواند بود ازانکه هرکس بر علم خویش در کار من سخنی گوید و دران راستی و امانت نگاه دارد که هرگفتاری را پاداشی است عاجل و آجل و قول او دران راستی و امانت نگاه دارد که هرگفتاری را پاداشی است عاجل و آجل و قول او حکمی خواهد بود در احیای نفسی یا ابطال شخصی و هرکه بظن و شبهت بی یقین صادق مرا در معرض تلف آرد بدو آن رسد که بدان مدعی رسید که بی علم وافر و مایه کامل و بصیرتی در شناخت علتها واضح و ممارستی در معرفت داروها راجح و رایی در انواع معالجت صایب و خاطری در ادراک کیفیت ترکیب نفس و تشریح بدن ثاقب قدم پیدا و اتقان بسزا دعوی و رای طبیبی کرد قضات پرسیدند که چگونه
گفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş