بخش ۱ - باب بوزینه و باخه
ن نصرالله منشی
0
Altın Yaprak
رای گفت شنودم داستان تصون از خداع دشمن و توقی از نفاق خصم و فرط تجنب و کمال تحرز که ازان واجبست اکنون بیان کند مثل آن کس که د رکسب چیزی جد نماید و پس از ادراک نهمت غفلت برزد تا ضایع شود
برهمن گفت کسب آسانتر که نگاه داشت چه بسیار نفایس باتفاق نیک و مساعدت روزگار بی سعی واهتمامی حاصل آید اما حفظ آن جز برایهای ثاقب و تدبیرهای صایب صورت نبندد و هرکه در میدان خرد پیاده باشد و از پیرایه حزم عاطل مکتسب او سخت زود در حیز تفرقه افتد و در دست او ندامت و حسرت باقی ماند چنانکه باخه بی جهد زیادت بوزنه را در دام کشید و بنادانی بباد داد
رای پرسید چگونه
گفت
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş