شمارهٔ ۲
م ملا احمد نراقی
0
Altın Yaprak
تاراج کنی تا چند ای مغبچه ایمان ها
کافر تو چه می خواهی از جان مسلمان ها
تیری به من افکندی ای طرفه کز آن یک تیر
در هر بن موی من پنهان شده پیکان ها
ای خضر مبارک پی بنمای مرا یاری
سرگشته چنین تا کی گردم به بیابان ها
دامن مکش از دستم ای جان که به امیدت
یکباره کشیدم من دست از همه دامان ها
زخمی به سر زخم است با زخم تو مرهم ها
دردی به سر درد است با درد تو درمان ها
آیا چه نمایان شد از چاک گریبانش
کاو چون گرهی بگشود شد چاک گریبان ها
پروانه صفت گردم گرد سر هر شمعی
از روی تو چون روشن شد شمع شبستان ها
مقصود من محزون از باغ تماشا نیست
چون بوی تو دارد گل گردم به گلستان ها
باشی تو اگر ساقی پیمانه تو پیمایی
از توبه یاران داد ای وای ز پیمان ها
از عشق تو هرکس را آسان شده هر مشکل
بیچاره صفایی را مشکل شده آسان ها
Bu şiiri puanla
Henüz puan verilmemiş